منشور اخلاقی
آخرین خبرها
آمادگی ارتش برای واگذاری مکان‌های عمومی به منظور برگزاری کنکور سراسری
خرید اسلحه آمریکایی توسط بانک مرکزی قبل از انقلاب
از "سهام‌داری تا انحصار" در خودروسازی‌ها چه خبر است؟
تاکید بر مساعدت دانشگاه‌ها با تحصیل دانشجویان در شهرهای خوشان
بهنام محمودی: مربیان ایرانی توانایی سرمربیگری تیم ملی والیبال را دارند
امیدوارم نمایندگان مجلس فردا با رای بالا، مدرس خیابانی را تایید کنند
کارگران، بازنشستگان و حقوق­‌بگیران از نتایج بورس­‌بازی و افزایش تورم متضرر می‌شوند
کلیات طرح عرضه نفت در بورس انرژی تصویب شد
ارائه لیست پذیرفته‌شدگان آزمون نهضت سوادآموزی به آموزش و پرورش در هفته جاری
دربی پایتخت در نیمه نهایی
سرچشمه فساد و ناکارآمدی، خودخواهی و انحراف از مسیر انقلاب است
اطلاعیه سازمان خصوصی‌سازی در خصوص نحوه عرضه سهام دولت در پالایشگاه‌ها
بیمه بیکاری کارگران کنتورسازی قزوین هنوز برقرار نشده است
تداوم وضعیت هشدار و قرمز در تهران/ ترددهای بین‌شهری نگران کننده است
رضا صادقی «کرونا» را شکست داد/ ممنونم از لبخند خدایی که همراهم بود
کناره گیری قلعه نویی از هدایت سپاهان
موافقت رهبر انقلاب با عفو یا تخفیف مجازات تعدادی از محکومان
بانک‌ها در مورد پذیرش سهام عدالت به عنوان وثیقه صدور کارت اعتباری اطلاع‌رسانی کنند
همین امروز جلسه "ترمیم مزد" را برگزار کنند
بررسی احتمالات مختلف درباره اربعین آینده
تبلیغات
خبرگزاری کار ایران
ریاست جمهوری
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
سایت رهبری
خبرگزاری کار ایران
ریاست جمهوری
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
سایت رهبری
کد خبر: 12147 | تاریخ مخابره: ۱۳۹۸/۹/۳ - 19:03
پروانه سلحشوری مطرح کرد:

تلویزیون حرف مردم را منعکس نمی‌کند

پروانه سلحشوری ضمن بیان اینکه در کشور ما اقناع افکار عمومی جایگاهی ندارد، گفت: این تلویزیون رسانه ملی و متعلق به مردم نیست چراکه اصلا افکار عمومی و حرف مردم را منعکس نمی‌کند و به شخصه نمی‌دانم که از کجا آمده است! به نوعی تلویزیون جزیره‌ای‌ست که فقط اخبار مختص به عده‌ای را پوشش می‌دهد.

به گزارش خبرنگار کاروکارگر ، در دنیای امروز رسانه‌ها به عنوان مهمترین ابزار اطلاع‌رسانی به شمار می‌آیند که به نوعی اقناع افکار عمومی در طرح‌های مختلف از طریق آنها انجام می‌شود. در کشورهای دموکراتیک، حاکمیت قبل از اخذ تصمیمات کلان از طریق رسانه‌ها با مردم به گفت‌وگو پرداخته و به پرسش‌های موجود پاسخ می‌دهد. در چنین شرایطی مردم خود را جزئی از حاکمیت دیده و در تصمیمات مهم کشورشان به ایفای نقش می‌پردازند. به این ترتیب در این کشورها اقناع افکار عمومی رخ داده و کمتر شاهد نارضایتی‌هایی از سوی مردم هستیم. مناظره تلویزیونی بین موافقان و مخالفان طرح‌های کلان دولت از جمله برنامه‌هایی است که می‌تواند اقناع افکار عمومی را به همراه داشته باشد. گفت‌وگو با پروانه سلحشوری (نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی) حول مزیت‌ها و حواشی که ممکن است، اطلاع‌رسانی رسانه‌ها از طرح‌های کلان دولت به همراه داشته باشد، انجام شد.

 اساسا اقناع افکار عمومی جایگاهی ندارد

مردم باید از تصمیمات تبعیت کنند

طبیعتا تصمیمات هر دولتی در موضوعات مختلف، موافقان و مخالفانی دارد. به همین دلیل این تصمیمات ممکن است بعضا با بروز نارضایتی‌هایی از سوی مردم همراه شود. در این شرایط برگزاری مناظره تلویزیونی بین موافقان و مخالفان طرح‌های کلان دولت، می‌تواند سبب اقناع افکار عمومی شود. آیا امکان پیاده‌سازی این مکانیزم در ایران وجود دارد؟

معمولا در کشورهایی که دموکراتیک هستند و از رسانه‌های صوتی و تصویری آزاد برخوردارند، معمولا بدون در نظر گرفتن افکار جمعی، چنین تصمیمات مهمی صورت نمی‌گیرد. به نوعی آنها از قبل برای اخذ تصمیمات مختلف نظرسنجی‌هایی دارند که در آنها با مردم صحبت شده و آماده‌سازی صورت می‌گیرد. اما در سیستم کشور ما که تقریبا در دنیا منحصر به فرد بوده و فکر نمی‌کنم در هیچ کجای دنیا به این صورت باشد، اساسا اقناع افکار عمومی جایگاهی ندارد. یعنی برای دست‌اندرکاران مهم نیست که افکار عمومی و مردم از تصمیمات مختلف رضایت داشته باشند. چنین موضوعی در کشور ما معنی ندارد و مردم باید از تصمیماتی که گرفته می‌شود، تبعیت کنند. به همین دلیل چنین مناظره‌هایی شکل نمی‌گیرد. علاوه بر این، مگر صداوسیما چقدر مخاطب دارد که بخواهد مناظره‌ای ترتیب دهد که در آن از نیروهایی که منتقد هستند نیز دعوت شود. معمولا چنین کاری انجام نمی‌دهند.

اکنون هم که تقریبا تمام نظام با هم متفق‌القول هستند و برنامه‌هایی در حال اجراست که اساسا از نظر من اصلا افکار عمومی در آنها معنی ندارد که حال بخواهند مناظره‌ هم برای آن برگزار کنند. ولی خب اگر مناظره‌هایی برگزار شود، قطعا آن قشری که فکر می‌کنند نادیده انگاشته شدند،‌ احساس دیگری پیدا می‌کنند. این قشر به خصوص در بین نخبگان کشور، یک جامعه جوان تحصیل‌کرده، تعداد زیادی اساتید دانشگاه و سایر اقشار فرهنگی و اجتماعی که سطح انتظارشان متفاوت از آن چیزی است که در تلویزیون گفته می‌شود. بنابراین اگر چنین مناظراتی شکل گیرد، می‌تواند تاثیرگذار باشد. حتی من فکر می‌کنم در مورد همین افزایش قیمت بنزین، اگر به جای تصمیم ناگهانی، به صورت علمی با مردم صحبت می‌شد، شاید آنها هم تا حدی اقناع می‌شدند و این همه آسیب به کشور وارد نمی‌شد. ولی خب باید بگویم تصمیم‌گیری‌ها به صورتی انجام می‌شود که اساسا در آنها مردم به صورت افرادی که چیزی نمی‌دانند، فرض می‌شوند. به نوعی که انگار، چینش قدرتی وجود دارد که فکر می‌کند دانایان کشور هستند و خیر و صلاح کشور را تشخیص می‌دهند. به این ترتیب آنها هستند که باید تصمیم بگیرند و مردم هم باید تبعیت کنند.

مردم حقایق را با پوست و گوشت و استخوان لمس می‌کنند

ممکن است مردم را ناآگاه ببینیم

اگر در طرح‌های مختلف دولت، مردم از سوی رسانه‌ها انباشت اطلاعاتی شوند، به نوعی به همه سوالات آنها پاسخ داده شده و همین موضوع سبب می‌شود تا نارضایتی از سوی ناآگاهی رخ ندهد. فکر می‌کنید شفافیت رسانه‌ای تا چه اندازه سبب همسو شدن مردم و دولت می‌شود؟

این حرف مبنی بر نارضایتی‌ها از ناآگاهی را اصلا قبول ندارم چراکه الان ما یک قشر متوسط داریم و تقریبا مسئولان نظام نیز حداقل جزو همین طبقه به شمار می‌آیند و به هیچ وجه از طبقه فرودست جامعه نیستند. این آمار به جز آن ۴ درصدی‌هایی است که آقای قالیباف عنوان می‌کردند و البته خودشان هم جز همان طبقه هستند. ولی چیزی که مهم است، این بوده که ما از زاویه دید خودمان ممکن است مردم را ناآگاه ببینیم. اتفاقا مردم با پوست و گوشت و استخوان خود حقایق را لمس می‌کنند.

به عنوان مثال وقتی بنزین ۳ هزار تومان می‌شود، من که جزو طبقه متوسط بالا هستم، ممکن است اذیت شوم و فشاری را متحمل شوم، ولی اگر چند جا صرفه‌جویی کنم، می‌توانم گذران زندگی خوبی داشته باشم ولی آن روستاییانی که باید از یک مکان به مکان دیگر بروند، برای همین جابه‌جایی باید هزینه گزافی بپردازند. خب این هزینه را باید از کجا بیاورند؟ آن کارگری که ماهی دو میلیون تومان حقوق می‌گیرد، از کجا باید این هزینه‌ها را تامین کند؟

این شیوه از آگاهی‌سازی به درد مردم نمی‌خورد

هزینه دکتر، دوا، حمل و نقل، مسکن و خورد و خوراک را در نظر بگیرید، امروزه با دو میلیون تومان چگونه می‌توان گذران زندگی کرد؟ خانواده‌های چند نفره‌ای که کارگر هستند، یا روستایی و بیکارند، از کجا بیاورند و زندگی را بگذرانند؟

از نظر ما وقتی پولی نباشد که دولت بخواهد هزینه کند، گذران زندگی برای خیلی از مردم سخت می‌شود، درواقع مردم، خودشان و زندگی که با آن درگیر هستند را می‌بینند. به همین دلیل است که روز به روز خط فقر پایین می‌آید و وضع بدتر می‌شود. مسئولان باید به این فکر بیفتند که باید فکری کرد. ما یک جزیره نیستیم که بتوانیم همه چیزمان را خودمان اداره کنیم. در این مدت که اینترنت قطع بود، خیلی از کسب و کارهای اینترنتی فلج شده بودند. چه کسی قرار است آسیبی که این کسب و کارها می‌بینند را جبران کند؟ برای این کاربران ضرورت دارد که اینترنت قطع نشود. این همه به این دلیل است که بین دولت و ملت شکاف شدیدی وجود دارد، آگاهی‌سازی به روش موجود، آگاهی‌سازی نیست که به درد مردم بخورد.

این همه گرایش به سمت رسانه‌های بیگانه چطور به وجود آمده؟

تلویزیون حرف مردم را منعکس نمی‌کند

تلویزیون به عنوان رسانه ملی که قرار است نماینده همه افکار عمومی باشد، تا چه اندازه با پوشش رسانه‌ای خود می‌تواند در شرایط بحرانی مردم را به آرامش دعوت کند؟ آیا تلویزیون